دانلود فرمت word : دانلود مقاله رایگان درباره مهارت اجتماعی – رشته روانشناسی – قسمت 3

آموزش گوش دادن و همدردی

گوش دادن و همدردی در هنگام معاشرت و ارتباط مستقر کردن با افراد از مهارت های مهم و اساسی به حساب می آید . بسیاری از ما 70% از یک روز خود را با دیگران ارتباط مستقر می کنیم و 45% از این زمان را به گوش دادن اختصاص می دهیم . همه ما دوست داریم که دیگران به سخنان ما گوش دهند . اینکه فراموش شویم و یا نادیده گرفته شویم برای ما توهین بزرگی می باشد . همه ما معنی گوش دادن را می دانیم . واقعاً گوش دهیم ، گوش دادن فرای شنیدن کلمات می باشد . گوش دادن درک واقعی و پذیرش سخنان و پیامهای طرف دیگر و همچنین درک احساسات و وضعیت وی می باشد . همدردی به معنی فهم و درک فرد دیگر به گونه ای می باشد که احساس وی را تشخیص دهید و مانند وی اقدام کنید . سرخپوستان آمریکایی این اصطلاح را به این شکل اظهار می کنند که همدردی راه رفتن یک مایل با کفش دیگری می باشد . همدردی گوش دادن دقیق به سخنان دیگری و تشخیص دقیق احساسات وی می باشد بطوری که شما نیز احساس و وضعیت وی را درک کنید . معالجه گران خوب نیز همین کار را می کنند . یک دوست نیز همین کار را انجام می دهد . چگونه یک گوش دادن خوب و یک همدردی صحیح می تواند به شما کمک کند .

اهداف

  • نشان می دهد که شما به سخنان طرف مقابل توجه دارید . درمورد وی نگران هستید و او را خوب درک می کنید . پس افراد از صحبت کردن با شما لذت می برند و با شما مرتب ارتباط مستقر می کنند .
  • اگر سوء تفاهمی پیش آید آن کسی که صحبت می کند سریع ادراک را تصحیح می کند . شما از افراد چیزهای زیادی یاد می گیرید .
  • معمولاً ارتباطات کلامی با موضوعات مهم کشیده می گردد .
  • به سخنگو این امکان را می دهد که متوجه گردد شما او را قبول دارید و منتظر شنیدن مسائل خصوصی تر و شخصی تر وی هستید . شما او را دعوت می کنید که داستان خود را برای شما بازگو کند و احساسات خود را بروز دهد .
  • از آنجا که صحبت درمورد موضوعات عمیق مطمئن تر می باشد سخنگو احساسات خود را نشان می دهد و با دقت تمام جنبه های احساساتی را در نظر می گیرد به نتایج این احساسات و این انتخاب ها دقت می کند . پس این کار یک فرایند درمانی نیز به حساب می آید .
  • حتی ممکن می باشد تعصب و تفکرات منفی را درمورد دیگران داریم نیز کاهش پیدا کند زیرا که اکنون ما ابراز درک آن چیز که که افراد واقعاً دوست دارند را در دست داریم . به علاوه ، این مطلب را کشف کرده ایم که همه افراد قابل فهم هستند .
  • معنی دارتر و یاری دهنده تر می باشد و روابط دوستی نزدیک را تقویت می کند .

همدردی یکی از مهمترین مهارتهایی می باشد که بدست خواهید آورد . و شگفت آور می باشد که چرا افراد کمی هستند که این مهارت را کسب کرده اند و از آن به خوبی بهره گیری می کنند .

گام ها

گام اول : یاد بگیرید که یک شنونده خوب و فعال باشید

گوش دادن نیازمند این می باشد که:

  • واقعاً بخواهیم طرف دیگر را بشناسیم و دوم از موانع رایج برای ایجاد یک ارتباط شنوایی خوب اجتناب کنیم . این موانع شامل مقایسه مدام خود با کسی می باشد که با ما صحبت می کند . (کدام یک از ما خوشکل تر و خوش تیپ تر هستیم ؟ کدام یک از ما خشن تر هستیم ؟
  • کوشش در خواندن ذهن طرف مقابل (آیا او واقعاً همسرش را دوست دارد؟فکر می کند من احمق هستم و نمی فهمم که او دروغ می گوید)
  • حدس زدن اینکه بحث بعدی چه خواهد بود .
  • حذف بعضی از موارد گوش دادن تنها به بعضی از موضوعات خاص و یا نشنیدن بعضی از صحبت های انتقاد آمیز .
  • قضاوت در مورد سخنان افراد قبل از تمام شدن مطلب «خسته کننده می باشد » «احمقانه می باشد » «بدون تفکر وخصمانه می باشد» .
  • پرواز در رویاهای روزانه خودمان .
  • به خاطر آوردن تجارب قبلی خودتان بجای توجه و گوش دادن به سخنان فرد
  • تصمیم گیری و ارائه سریع بعضی از نصایح و پیشنهادات قبل از اینکه بطور کامل به سخنان فرد گوش دهیم .
  • هرگونه بحث و گفتگویی را به عنوان یک بحث عقلانی در نظر بگیریم و سریعاً به دنبال مخالفت با آن باشیم .
  • شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

10) باور این نکته که شما همیشه صحیح اقدام می کنید و هیچ نیازی به گوش دادن ندارید .

11) تغییر سریع موضوع و یا خندیدن در هنگامی که موضوع بسیار جدی می باشد .

همیشه گوش دادن به صورت فعالانه آسان و ساده نیست . تمرکز ما تنها 20-15 دقیقه طول خواهد کشید و ادامه خواهد پیدا نمود . همه ما ممکن می باشد بعد از این مدت حواسمان به جای دیگری پرت گردد . اما یک شنونده خوب بحث را دنبال می کند و اگر مطلبی برایش مبهم و یا گنگ بود سوالاتی در مورد آن می پرسد . در کنار تمامی مواردی که به عنوان موانع گوش دادن به آن تصریح گردید تعصب ، عقاید بسته ، دفاع و ترس را نیز بایاد برشماریم . علاوه براین ما بایستی آن چیز که را که می شنویم با در نظر داشتن موقعیت و ماهیت افراد تطبیق دهیم . بایستی بپرسیم : احساس سخنگو و نظرش در مورد خودش چیست ؟ او جهان را چگونه می بیند ؟ بالاخره بایستی به حرکات صورت و بدن وی نیز درکنار کلمات گوش دهیم و توجه داشته باشیم .

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

سرعت گوش دادن دو برابر سرعت صحبت کردن می باشد . پس یک وقت اضافی را برای مرور آن چیز که گفته شده و نگفته شده اختصاص دهید .

اگر بنا بر این بود بیشتر از آن چیز که که می شنویم صحبت کنیم ، پس بایستی دو دهان و یک گوش داشتیم .

یک شنونده خوب به چشمان سخنگو نگاه می کند سرش را تکان  می دهد و در کنار وی می نشیند و سخنگو را با لبخند هایش تشویق به سخن گفتن می کند و با دقت مراقب موانع و حواس پرتی هایی که ممکن می باشد اتفاق بیافتد می باشد . تا پایان سخن طرف مقابل مشتاقانه به سخنان او گوش می دهد و هنگامیکه نوبت سخن گفتن وی گردید آزادانه عقاید و تجارب خود را در اختیار وی می گذارد .

گام دوم:آن چیز که را که در پاسخ همدردی هست به خوبی درک کند.

یک شنونده خوب بایستی پاسخ دهد و با سخنگو بداند که شنونده حرفهای او را فهمیده می باشد . این پاسخ همدردی نام دارد . این مرحله حتی از گوش دادن هم مهمتر می باشد . هیچ کس کامل نیست . هیچ لزومی هم ندارد که شما کامل باشید . اما هر اندازه که یک همدرد مناسب تر باشید عملکرد بهتری خواهید داشت . اغلب هنگامی که ناراحتیم درصدد تقسیم ناراحتی و احساسات خود با دیگران هستیم . پس یک همدرد خوب بر احساسات سخنگو توجه دارد نه به رفتار و شرایط محیطی وی . به عنوان مثال : هنگامیکه با فردی که از طرف معشوقش ترد شده می باشد صحبت می کنیم نباید بپرسیم او چه گفته می باشد . یا چه موقع به او ظنین شدی ؟ بلکه به جای این حرفها بایستی به حرف های او گوش دهیم و توجه داشته باشیم و احساسات او را منعکس کنیم . واقعاً اذیت شدی یا احساس طرد و ناامیدی می کنی ؟ در نظر داشتن این گونه احساسات سخنگو را تشویق می کند که اصل مشکل خود را اظهار کند . هنگامیکه ناراحت هستیم نیاز داریم که قبل از حل مشکل خود آنرا اظهار کنیم و احساسات خود را در مورد آن بازگو کنیم.

درک این موضوع که تا چه اندازه موانع سر راه خوب گوش دادن می تواند ما را از یک همدردی خوب دور کند واضح و روشن می باشد . مقیاس های زیر پاسخ های همدردی ضعیف و خوب را نشان خواهند داد (پاسخ خوب شامل عکس العمل صحیح و مناسب نسبت به آن چیز که که سخنگو گفته و ارائه پیشنهاداتی که ممکن می باشد به سخنگو کمک کند می باشد ) . قبل از اینکه ازهمدردی بهره گیری کنید و یک همدرد خوب باشید بایستی درک صحیح و واضحی از این واژه داشته باشید پس این مقیاس را به خوبی مورد مطالعه قرار دهید .

 عکس العمل ناصحیح یا پیشنهادات منحرف کننده

  • پاسخ تغییر موضوع : دوست شما در مورد تکلیف مدرسه شکایت می کند و شما می گویید دیشب کانال 2فیلم قشنگی پخش نمود .
  • پاسخ من بهتر از شما می دانم : گفتن اینگونه نظرات و ادعاها کار ما نیست . مثلاً ما نمی توانیم بگوییم که هیچ اتفاقی نیافتاده ، فردا بهتر خواهید گردید یا اصلی ترین مشکل این می باشد که مادرت تو رالوس کرده می باشد یا تو خیلی عاشق هستی و نمی دانی او چقدر آدم احمقی می باشد .
  • پاسخ قضاوت گونه : فردی به شما می گوید که شب قبل مقدار زیادی آبجو و مشروب خورده می باشد . و شما به او می گویید : امیدوارم که رانندگی نکرده باشی …. می توانستی در این حالت یک نفر را به کشتن دهی . این عکس العمل ممکن می باشد که یک عکس العمل منطقی باشد اما همدردی به حساب نمی آید.
  • پاسخ نصیحت گونه : یک فرد 35 ساله به شما می گوید که تعدادی از رفتن به کلاس درس وحشت دارند و فوراً شما به او می گویید که این افراد چه واحدهایی را بایستی بگیرند .به چه دانشکده ای بایستی بروند و چه نوع دفتری را خریداری کنند .
  • کم اهمیت جلوه دادن و یا اطمینان بخشی بی جا : همکار شما به شما می گوید که دیشب شوهرش به خانه نیامده می باشد و شما به اوپاسخ می دهید که هر کس ممکن می باشد اشتباه کند . امشب حتماً به خانه خواهد آمد . نگران نباش . این یک مسئله پیش پا افتاده می باشد . هیچ وقت در مورد چنین موضوعی با من صحبت نکن .
  • تحلیل های روانشناسانه : دوست شما (مرد می باشد ) به شما می گوید که از ازدواج کردن وحشت دارد و شما به او توضیح می دهید که این امر بدین علت می باشد که مادرش در کارهایش بسیار دخالت می کند و او می ترسد که همسرش نیز همانند مادرش در کارهای او دخالت کند . ممکن می باشد این قضاوت درست باشد . اما اجازه دهید که او خودش به این نتیجه برسد.
  • پرسش وسوال کردن : یکی از دوستان به مشکلاتی که در زمینه ازدواج دارد تصریح می کند شما شروع به بازجویی و استنطاق می کنید . آیا با هم صحبت کردید ؟ آیا با هم بیرون رفتید ؟ روابط جنسی چطوری می باشد ؟ سوالات کنترل کننده می پرسید و گفتگو را هدایت می کنید (خیلی بد می باشد ) اجازه دهید که فردی که سخن می گوید داستانش را آنطور که خود می خواهد اظهار کند . (ازطرف دیگر سوالاتی که به دنبال روشن کردن موضوع هستند سخنگو را از ادامه صحبت ها و اظهار درد دل خویش باز می دارد .
  • گفتن داستان خود : ممکن می باشد معضلات دوستتان شما را به یاد تجربه مشابهی که قبلاً خود داشته اید بیاندازد . ما مسئول بعضی از رفتارهایی هستیم که همدردی به حساب نمی آیند .

یک پاسخ همدردی صحیح باعث تسخیر روح و ماهیت اصلی احساسات سخنگو می گردد .

خودتان را به جای آنها بگذارید . توصیه های شما دقیقاً انعکاس دهنده آن چیز که که سخنگو به شما گفته می باشد ، می باشد . مختصر و مفید باشد . از کلمات ساده ای که متعلق به خود شما می باشد و تشریح و توصیف نامیده می گردد بهره گیری کنید . در غیر اینصورت اینطوربه نظرمی رسد که شما طوطی وار سخن می گویید و با این روش کسی که با شما صحبت می کند می فهمد ک شما به اوتوجه دارید و برای او نگران هستید . این نکته بسیار مهم می باشد که هیچ کس نمی تواند یک همدرد مناسب درهر زمان ممکنه باشد وپاسخ صحیح همدردی را به طرف مقابل ارائه کند . مرتباً امتحان وآزمایش کنید زیرا که جملات اظهار همدردی به صورت سوال هستند . به عنوان مثال وقتی شما می گویید حال شما خوب نیست درواقع شما می پرسید ناراحت هستی درست می گویم ؟ وقتی که در پاسخ دادن سریع نیستید. هیچ اشکالی ندارد ، زیرا که به سخنگو و کسی که با شما صحبت می کند این فرصت را می دهد که فوراً صحبت های خود را جمع بندی کند و در مسیر صحیح هدایت کند تا شما این امکان را پیدا کنید تا با او هم قدم باشید . پس ارائه یک سری پیشنهاداتی که انعکاس دهنده درک شما از آن چیز که که گفته شده می باشد باشد بسیار مهم و ضروری می باشد . اگر دو یا سه دقیقه سخنگو هیچ پیشنهاد و توصیه ای را از طرف شما دریافت نکند نخواهد فهمید که شما در چه فکری هستید و ممکن می باشد علاقه خود را برای اظهار و ابرازاحساساتش از دست بدهد و ممکن می باشد به این نتیجه برسد که شما آن چیز که که او گفته اصلاً نفهمیده اید .

یک دوست خوب کسی می باشد که شما بتوانید آن چیز که که در دل دارید را به او بگویید . بتوانید غم و خوشحالی را با یکدیگر تقسیم کنید . دست همدیگر را بگیرید و اندوه ها را کناربزنید . آنگاه اصل سخنانی را که به یکدیگر  می گویید را متوجه شوید .

مدت زمان لازم

احتمالاً چند ساعت تأثیر بازی کردن با دوستانتان برای ارائه یک پاسخ همدردی و آگاهی از احساسات با بهره گیری از پرسش ها و قضاوت در مورد خوبی و بدی سخنگو ، در نظر داشتن آن چیز که که بعداً خواهد گفت و فکر کردن به مباحثی که ذکر گردیده کافی خواهد بود . اما رها کردن عادات اجتماعی و روش های قدیمی مشکل می باشد . به همین علت می باشد که تمرین در شرایط واقعی زندگی بسیار لازم و ضروری می باشد . در حقیقت ، تخمین لازم برای یک همدرد خوب بودن ناممکن می باشد زیرا که تقویت این مهارت هیچوقت پایان نمی پذیرد . اما اگر هر روز تمرین کنید، تغییرات مهم و عمده ای را در تعاملات صمیمانه خود ظرف یک یا دو هفته نظاره خواهید نمود. هیچوقت به سطح تکمیل این مهارت ها نمی رسیم . زیرا رفتارهای بشری بسیار پیچیده اند . افراد بسیار متفاوت هستند ، روابط آنها بسیار پیچیده و بغرنج می باشد ، و دانش روانشناسی بسیار وسیع و گسترده می باشد . هرچه که بیشتر بدانید بهتر اقدام خواهید نمود .

معضلات رایج

اگر چه این راه یکی از بهترین راههای پاسخ در هنگام بروز مشکل می باشد اما در هنگام بهره گیری از این روش و بروز بعضی از سوء تفاهم ها خطراتی در مورد این روش هست.

  • هنگامیکه با فردی همدردی می کنید ازفردی می خواهید که آن چیز که را که در دل دارید به شما بگوید . هیچگاه زمانیکه واقعاً قصد کمک به فرد را ندارید این کار را انجام ندهید . اگر ده یا پانزده دقیقه فرصت دارید . بگذارید که سخن گو از این زمان کوتاه شما مطلع گردد (به فرد بگویید که فرصت زیادی برای کمک به او ندارید ).
  • این احتمال هست که سخنگو پس از اینکه با شما صحبت نمود و مشکلش را دوباره به خاطر آورد احساس ناراحتی کند و فکر کند که حالش بدتر شده می باشد. این حالت مخصوصاً در مورد افراد افسرده و عصبانی اتفاق می افتد . امیدواریم که ناراحتی و تنفر (با سخن گفتن ) ابراز گردد و به موجب آن سخنگو بتواند برای حل مشکل ویا حداقل تشخیص بحرانی قدمی بردارد . اما گاهی اوقات بعد از دو یا 3 ساعت به جای در نظر داشتن پاسخ های همدردی طرف مقابل و شنونده هنوزهم بر ناراحتی و عصبانیت خود پافشاری می کنند . بسیاری از شنوندگان و همدردان نهایتاً موضوع را به سمت راه حل های احتمالی موجود می کشانند و اما این کار هم فایده ای ندارد . اغلب اوقات اگر به گوینده اجازه دهید که تمام آن چیز که را که در دل دارد بازگو کند آنگاه وی حاضر به شنیدن راه حل ها و توصیه های شما می گردد .
  • گاهی اوقات فعالیت های همدردی آنقدر خوب اقدام می کند که فرد گوینده از واکنش های شنونده و پاسخ های همدردی او به خوبی بهره گیری می کند و صحبت و مصاحبه را به راه حل های درمانی خوبی می کشاند . مهارت در اینگونه ارتباطات بسیار مهم می باشد .
  • سخنگو ممکن می باشد دچار این اشتباه گردد که واکنش صحیح شما در برابر احساسات وی به مقصود توافق شما بر عقاید و حالات درونی اوست. اغلب (نه همیشه) لازم می باشد که این عدم تفاهم و درک ناصحیح را درست کنید . این کار بایستی بطور مختصر انجام گیرد . پس به سخنگو این اجازه و فرص را بدهید که شما را بشناسد و این نکته را درک کند که وی با شما متفاوت می باشد آنگاه واکنش های همدردی را بهتر قبول می کند .
  • به عنوان یک فرد معالج ممکن می باشد شما پاسخ های همدردی گوناگون و زیادی را ارائه دهید اما ممکن می باشد که احساسات درونی خود را کمتر ابراز و عیان کنید . اما به عنوان یک دوست اظهار احساسات و حل معضلات به همان اندازه که طرف مقابل ابراز داشته می باشد از اهمیت زیادی برخوردار می باشد . در غیر اینصورت به یک ارتباط درمانی یک طرفه خواهید رسید .
  • وقتی که گوینده جزئیات مشکلش را بازگومی کند ممکن می باشد شما تصور کنید که شما هم بایستی چیزهای بیشتری بگویید . اما همین اندازه که علاقه و اشتیاق خود را نسبت به سخنان او اظهار دارید و نشان دهید ، کافی می باشد . چندین کلمه که نشان دهنده این باشد که شما از نظر احساسی با فرد سخنگو موافق هستید ، کافی می باشد .
  • بسیاری از افراد که درابتدای راه هستند فکر می کنند که همدردی کردن آسان و ساده می باشد . تمام کاری که بایستی انجام دهند ، همدردی کردن می باشد . اما درست نیست . شما بایستی احساسات درونی طرف مقابل را که وی درمورد آنها صحبتی به میان نیاورده می باشد تشخیص دهید ، با بهره گیری از یافته های خود ارتباط مستقر کنید و بینش جدیدی را ایجاد کنید . به علاوه ممکن می باشد شرایط و رفتارها طوری باشند که شما احساس اشتباه ، گناه ویا تنفر کنید و قادر به ارائه همدردی نباشید .
  • درابتدا ممکن می باشد شما فکر کنید که تنها یک پاسخ صحیح همدردی هست اما درحقیقت چندین پاسخ متفاوت وجود خواهد داشت . به عنوان مثال یکی از دوستان شما می گوید : یک عالمه کار دارم و خیلی ناراحتم ، احساس ناامیدی می کنم . سه تا امتحان دارم ، دو تا مقاله بایستی تهیه کنم ، 250 صفحه را بایستی بخوانم . تمرین موسیقی هم بایستی بکنم ! علاوه بر اینها میهمانی هم می خواهم بدهم . ممکن می باشد شما جواب دهید انجام همه این کارها خیلی سخت و نا ممکن می باشد . «نمی ترسی که نتوانی همه اینها را انجام دهی » یا «اینکه کارهای مدرسه به اندازه میهمانی دادن جالب نیستند بسیار ناراحت کننده می باشد » یا «اینکه تصمیم گیری چه کاری انجام دهی بسیار سخت و مشکل می باشد» تمامی این پاسخها و دیگر پاسخ های ممکنه دیگر صحیح هستند .
  • صحت پاسخ های همدردی تا زمانی که سخنگو واکنشی نشان نداده می باشد نمی تواند قضاوت گردد . سخنگو همیشه درست می گوید ! توصیه شما ممکن می باشد بر اساس تمام متن های نوشته شده در کتابهای روانشناسی صحیح باشد ، اما اگر سخنگو با تفاسیر و مشاهدات شما موافق نباشد ، میزان درجه همدردی شما بسیار پایین خواهد آمد . این توجه ،توجه غیر مستقیم یاآرام نامیده می گردد . بدین معنی که به سخنگو اجازه داده می گردد تا تمامی احساسات درونی خود را بازگو کند . اینگونه افراد درمانگر صبر می کنند تا سخنگو تمام مشکلاتش را ابراز کند و با سکوت خود حقیقت را کشف کرده و برنامه های درمانی خود را گسترده تر می کنند . اینطور به نظر می رسد که فرد دارای مشکل از آموزش حل مشکل خود بهتر سود می برد و بهتر راضی می گردد تا حل مشکلش . اگر شما بتوانید که به فرد کمک کنید تا برای ابراز مشکل و احساس درونی خود بطور کافی احساس امنیت کند ، آنگاه به فرد این اطمینان را داده اید که مشکل او حل خواهد گردید .

تاثیر ، امتیازات و خطرات

پاسخ همدردی (واکنش همدردی ) یکی از بهترین روش های درمانی تحقیقاتی می باشد . نشان داده شده می باشد که این روش یکی از راههای موثر درمانی می باشد (ایگان 1979) . اگر در درمان از این روش بهره گیری گردد بایستی به صورت دوستانه باشد . اغلب انبوهی از راه حل ها و شیوه های درمانی مربوط به همدردی هست و ارائه می گردد مانند داشتن دید مثبت بی قید و شرط وگرم ، گشاده رو ، صاف و روراست بودن . این گونه نیست که همدردی به تنهایی مفید و سودمند باشد بلکه این پاسخ های گوناگون از حساسیت و شدت موضوعات می کاهند . هیچ خطری به غیر از معضلات کوچک بحث شده دربالا وجود ندارد .

ابراز عصبانیت بطور سازنده

قسمت چهارم مقاله درمورد مهارت اجتماعی

دانلود متن