پژوهش: دانلود مقاله رایگان درباره مهارت اجتماعی – رشته روانشناسی – قسمت 1

همه ما صدها و شاید هزاران مهارت داریم : مهارت های ارتباطی ، مهارت های رهبری ، مهارت های کاری ، مهارت های کمک به خود ، مهارت های آموزشی و تحصیلی ، مهارت های مدیریت زمان ، مهارت های بازآفرینی و ورزش ، مهارت های تصمیم گیری : مهارت های حل اختلاف ، مهارت های استدلالی و هزاران مهارت دیگر .

اگر چه استعداد یادگیری این مهارت ها بسیار گسترده و گوناگون می باشد اما هر کدام از ما بایستی هر مهارتی را که به آن احتیاج داریم کسب کنیم . هیچ کس با این مهارت ها زاده نشده می باشد . متاسفانه بعضی از افراد فکرمیکنند که نمی توانند مهارت خاصی را فرا گیرند . به عنوان مثال می گویند من برای آرامش مهارت های امروزی بسیار پیر و یا جوان هستم . بعضی دیگر بر این باورند که قبلاً این مهارت را فرا گرفته اند . حقیقت این می باشد که همه ما احتمالاً می توانیم جزئیات بیشتری را از این مهارت ها یاد بگیریم . یادگیری در سنین بالا نیز ادامه خواهد پیدا نمود . پس آموزش مهارتی که به آن نیازمندیم تنها صرف یک ساعت وقت برای موضوعی که به آن علاقه مند هستیم نیست . این امر نیازمند یک گستره طولانی مدت در زندگی بشر برای یادگیری اصول و قواعد مهارت های مفید در زندگی بشر می باشد .

دانش و مهارت نشانه های یک فرد برجسته تحصیل کرده توانا و مسئول می باشد . هر اندازه که مهارت های بیشتری داشته باشید بهتر می باشد . شما می توانید به سادگی یکی از مهارت های زیر را که به آن علاقه مند هستید را انتخاب کنید و در پرورش و بهبود آن کوشش کنید . یا اینکه می توانید اول در مورد معضلات عمده خود مطالعه کنید . بسیاری از کتابها مهارت های زیر را توصیف کردند و آنها را توضیح دادند . اما کتابهای اندکی وجود دارند که گستره عظیم روش های ارتباطاتی را مورد مطالعه قرار داده اند . این تمرینات شامل تمرین اعتماد به نفس ، خویشتنداری ، همدری ، توانایی حل معضلات و غیره می باشد .

تأثیر گذاری و تمرین رفتاری

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              
شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

یکی از بهترین روش هایی که از طریق آن می توان به چگونگی کنار آمدن با موقعیت های گوناگون پی برد تمرین با دوستان می باشد . در این موقعیت هر دوی شما وانمود می کنید که در حال تعامل با یک موقعیت سخت و مشکل هستید . شما توجه های گوناگونی را تمرین می کنید و نظرات و پیشنهادات خود را تکمیل می کنید .

طرف مقابل عکس العمل های گوناگونی را که یک فرد می تواند داشته باشد را به شما نشان می دهد . همچنین در این حالت دوست شما پیشنهاداتی را به شما ارائه می دهد و شما را نیز تشویق می کند . با بهره گیری از این نوع تمرین و بازخورد آن مهارت شما برای مطالعه تقریباً هر تعاملی بهبود خواهد پیدا نمود و بهتر خواهد گردید .

تأثیر گزاری نباید با تقلید (تمارض و یا فریب) اشتباه گرفته گردد . تأثیر گزاری فراگیری این نکته می باشد که چگونه می توان به بهترین وجه با موقعیت هها کنار آمد . که معمولاً این کنار آمدن صادقانه و به همراه مهارت خاصی می باشد که شما نیز حتماً آن را خواهید دانست . همه ما این مهارت ها را با انجام تمرینات اجتماعی بطور مدام بایستی بدست آوریم . البته بعضی از ما به تمرینات بیشتری نسبت به سایر افراد نیازمندیم .

اهداف

  • درک این موضوع که دقیقاً هنگامیکه یک ملاقات اجتماعی داریم. چه بگوئیم ، هنگامیکه برای یک شغل مصاحبه می شویم چه بگوییم . در هنگام درخواست اجازه از والدین چه بگوییم و هنگامیکه از رئیس خود برای ارتقاء موقعیت خودمان در خواستی داریم چه بگوییم و غیره .

کسب مهارت اجتماعی – دریک میهمانی صحبت با دیگران را چگونه آغاز کنیم ، چگونه یک داستان جالب را تعریف کنیم ، چگونه به محاوره خود خاتمه دهیم ، چگونه عقیده خود را در ارتباط با مسائل اجتماعی بازگوییم و ایجاد اعتماد به نفس درهنگام تعامل ، کاهش اضطراب و غیره .

گام ها

گام اول : بربی میلی خود برای تأثیر گزاری غلبه کنیم .

بیشتر افراد برای تأثیر گزاری تردید دارند . که این امر دلیل بر ضعف ما می باشد . این امر نیازمند این می باشد که ما برموقعیت های ناخوشایند خود مقابله کنیم . با انجام این کار ما مجبور می شویم که آزمون هایی را بگذرانیم و این امر ما را ناراحت می کند . متعاقباً عذرهای گوناگونی را برای شانه خالی کردن از انجام این کار خواهیم آورد : این کار درست نیست .

پس شما چگونه می توانید چیزی یاد بگیرید ؟ احساس حماقت می کنم . و این کار من را ارضاء نمی کند .و البته یادگیری یک روش جدید تعامل طبیعی نیست . این یادگیری پر از تنش و استرس زا می باشد . اما لازم می باشد که انجام گردد و مهارت جدید  بخشی از وجود جدید شما را تشکیل خواهد داد .

مواردی می باشد که می تواند شما را در نقطه شروع یاری دهد :

(1)یک موقعیت ساده و راحت را برای شروع انتخاب کنید . و قبل ازاینکه دوستتان را برای انجام کار دعوت کنید خود را به خوبی آماده سازید.

(2) تأثیر گزاری را قبل ازاینکه با فرد دیگری اجرا کنید با خود اجرا کنید . بلند تمرین کنید و صدای خود را ضبط کنید . سپس به صدای خود گوش کنید و مهارت های خود را یادداشت کنید ، به خودتان نگویید که چه بد کار کردید ، به دنبال نکات مثبت بگردید . صدای خوب ، صدای که به اندازه کافی بلند می باشد. گرامر خوب ، شادابی و نشاط و غیره . بعداً به دنبال راههای خاص برای بهتر کردن پاسخ ها بگردید .

(3) از حساسیت زدایی برای کاهش ترس مربوط تأثیر گزاری خود بهره گیری کنید .

(4) بعضی از افراد فکر می کنند که اگر وانمود کنند کس دیگری هستند عملکرد بهتری خواهند داشت . این افراد ممکن می باشد وانمود کنند که یک فرد موفق ، یک ستاره سینما ، یک دوست صمیمی و یا یک روانشناس که به افراد خجالتی کمک می کند هستند .

(5) گاهی اوقات اغراق در مورد ضعف هایتان مفید می باشد به عنوان مثال یکی از اشتباهات وحشتناک و آزاد دهنده ای را که تاکنون آن را انجام داده اید را بازی کنید .

بطور کلی شما می دانید که چه نتیجه ای را می خواهید بگیرید . به عنوان مثال کسب ارتقاء ، شوخ بودن و یا مسخره کردن اطرافیان ، وانمود کردن و اظهار اینکه شما فرد با شعور و متفکری هستید و غیره . آن چیز که که شما نمی دانید این می باشد که چگونه این خواسته را به انجام برسانید . بنابر این لازم می باشد که شما بدانید واقعاً چه می خواهید بگویید و چگونه اقدام کنید که یک فرد باهوش ، نرم ، متعصب و یا هر آن چیز که که می خواهید جلوه کنید . راههای گوناگونی برای کسب عقاید و نظرات مربوط به چگونگی دستیابی به موقعیت های سخت و مشکل هست .

1-یکی از بهترین روش ها نظاره افراد موفق و پر مهارت می باشد . با دقت از آن چیز که که آن فرد انجام می دهد نظیر خرید کردن ، حرکات دست و صورت برای ابراز مقصود ، تن صدای وی ، و حالت های گوناگون آن یادداشت برداری کنید .

روش ها و حالات وی را اصلاح کنید تا آن چیز که که شما را راضی می کند را بدست آورید .

2-از یک فرد کارشناس برای تعلیم دادن به شما کمک بجویید . این فرد کارشناس می تواند شما را از نکات منفی آگاه سازد . بر اساس شرایط موجود اصلاحاتی را به شما پیشنهاد کند به شما کمک کند تا توجه خود را بهبود بخشید و غیره .

3-رفتارهای دیگران را در موقعیت های مشابه مورد مطالعه قرار دهید . شخصیت های داستان افراد با هوشی هستند . از آنها یاد بگیرید… افراد موفق را در تلویزیون و در فیلم ها نگاه کنید و از آنها چیزهایی یاد بگیرید .

4-لازم نیست که به یک کتاب و یا یک کارشناس دسترسی داشته باشیم . در حقیقت یکی از بهترین روش ها کار کردن با فردی می باشد که خود او نیز به بهبود و ارتقاء موقعیت خودش تمایل داشته باشد . افراد متقابلی که به یکدیگر کمک می کنند احتمالاً با یکدیگر راحت تر هستند . وقت لازم بیشتری صرف یکدیگر می کنند و با یکدیگر صادق اند . نباید شما به کسی بگویید که چگونه بایستی اقدام کند . یک فرد حتی می تواند از موقعیت ها و نمونه های بد نیز درس بگیرد .

5-شما تمامی این مرحله را تنها با تصور اینکه یک فرد پر مهارت چه خواهد گفت و چه انجام خواهد داد می توانید به تنهایی انجام دهید . مطمئن شوید که در مورد توجه های متعدد دیگر نیز فکر کرده اید وتنها به یک توصیه هوشمندانه توجه نداشته اید . در مورد اینکه چگونه این توجه ها بر اساس شرایط و بر طبق آن چیز که که دیگر افراد می گویند بایستی اصلاح گردند نیز فکر کنید. نظرات خود را بنویسید .

 

گام سوم : تمرین کنید تا از پس یک موقعیتی که در آن مشکل خاصی هست برآیید . بازخوردها را نظاره کنید . آنقدر تمرین کنید تا مطمئن شوید .

تا آنجا که امکان دارد موقعیت تأثیر گزاری را به موقعیت واقعی نزدیک کنید . نمونه ها : لباسی بپوشید که در زندگی واقعی نیز آنرا می پوشید اگر با کسی صحبت می کنید با تلفن صحبت کنید در محیطی مشابه با محیط واقعی تمرین کنید . به دوستتان بگویید که تأثیر چه کسی را اعمال می کند (او را مطلع کنید ) . شریک شما بایستی تا آنجا امکان دارد واقعی بازی کند . اگر هیچ شریکی ندارید ، می توانید در خیال خود تمرین کنید یا پیش روی آینه تمرین کنید . اگر تصور شما واقع گرایانه و جزئی نگر باشد بسیار موثر می باشد .

ازموقعیت های ساده شروع کنید و کم کم آنرا مشکل تر و سخت تر کنید . به عنوان مثال ممکن می باشد معرفی کردن خودتان به یک فردی که هم جنس و هم سن خودتان می باشد راحت تر از فردی باشد که تفاوت سنی زیادی با شما دارد و یا هم جنس شما نیست . پس اول وانمود کنید که با شخصی که هم سن و هم جنس شما می باشد در حال قدم زدن هستید و او نیازمند کمکی ازجانب شما می باشد . سپس با یک موقعیت مشکل تر ادامه دهید . با یک فرد مسن تر که در یک بانک کار می کند ملاقاتی داشته باشید . با یک فرد جذاب که مخالف جنس خودتان می باشد دریک میهمانی آشنا شوید و غیره . اگر شما در حال تمرین کردن درخواست ارتقاء موقعیت از رئیس خود و یا مافوق خود هستید در آغاز با یک رئیس خوب و با فهم شروع کنید و سپس به یک فرد سخت گیر و یک رئیس با جذبه برسید. برنامه از این قرار می باشد که در آغاز چندین تجربه موفق داشته باشید و اعتماد به نفس خود را تقویت کنید . حتی در هنگامی که در حال اجرای تأثیر گزاری در یک موقعیت بسیار مشکل هستید شریک شما نباید شما را دریک موقعیت بسیار سخت زمانی که اصلاً وجود آن هم هیچ لزومی ندارد قرار دهد . دراین میان ما به تجدید قوا و تقویت نیازمندیم .

نظریات موجود در گام دو را مورد بهره گیری قرار دهید و هر صحنه را چندین بار ، 5 تا 10 بار تکرار کنید . آنقدر نظرات خود را بهبود ببخشید تا اینکه احساس راحتی و رضایت کنید . سپس یک موقعیت سخت تر را تجربه کنید . به دستیار و شریک خود این اجازه را بدهید که راههای گوناگونی را در اختیار داشته باشد به عنوان نمونه یک موقعیتی که در آن دعوت شما را مشتاقانه قبول کند در مورد این دعوت تردید داشته باشند آن دعوت را به تعویق بیاندازد تصمیم بگیرد و یا سریع آن در خواست شما را رد کند . به این شکل شما تعامل های گوناگونی را که در زندگی واقعی نیز با آن درارتباط هستید را مورد تمرین قرار داده اید .

پس از انجام چندین تمرین برای کنار آمدن با موقعیت های گوناگون بازخوردی را از شریک خود طلب کنید و عملکرد خود را ارزیابی کنید . به آن چیز که که خوب انجام داده اید و یا هر آن چیز که را که در آن اشتباه کردید توجه کنید . یک فهرست ذهنی و یا واقعی را از آن چیز که که نیاز به بهبود دارد ترتیب دهید . سازنده باشید ، همیشه به دنبال رفتارها ویا نظریاتی باشید که تاثیرگذاری شما را بهبود می بخشد . تا زمانی که ازعملکرد خوب خود مطمئن نشده اید بر یک موقعیت مشکل تر و سخت تر نروید .

تذکرهای دوست شما اگر شامل نکات تصریح شده زیرباشد بسیار ارزشمند خواهد بود : (1) بسیار خاص باشد ، به عنوان مثال «بسیار عصبی بودید » . ازطرف دیگر «شما اصلاً لبخند نمی زنید» . لبهای شما محکم بودند و اصلاً به من نگاه نمی کردید . کاملاً روشن می کند که شما به تمرین چه چیزی نیاز دارید . این نکته که فرد رفتارهای خاص شما را که چنین پاسخ هایی را به همراه داشته می باشد را تشخیص دهد بسیار مهم می باشد . پس شما می توانید چیزهای مختلف وگوناگونی را تمرین کنید . (2) ستایش های سخاوتمندانه بایستی با پیشنهادات سازنده در هم امیزد . هیچ سرزنش و یا انتقادی لازم نیست . (3) توجه و تاکید بایستی بر چگونگی ایجاد زمینه برای بهبود و پرورش باشد . پیشنهادات بایستی عملی باشند و ما بایستی محدودیت های اطرافمان را نیز درک کنیم و به آنها توجه داشته باشیم .

همچنین از طریق ضبط ویدویی و یا رادیویی نیز امکان پذیر می باشد . به رفتارهای کلی وعمومی صحبت کردن خود توجه کنید . نکات مثبت خود را به همراه ضعف های موجود توجه کنید . آیا بلند و واضح صحبت کرده اید؟ آیا نوسانات صدایی خوبی داشته اید و آیا صدای شما واضح و صاف بوده می باشد ؟ آیا عصبی و تردید آمیز صحبت کرده اید و یا آرام و کاملاً آماده بوده اید ؟ آیا به دیگر افراد نیز نگاه می کردید ؟ آیا حرکات بدن شما علاقه و احساسات مثبت شما را در قبال دیگر افراد نشان می دادند ؟ البته با گوش دادن و یا تماشا کردن تعاملات متقابل ، روش های گوناگونی را برای بهبود بخشیدن دامنه لغوی خود و یا رفتارهای خود بدست خواهید آورد .

همانطور که به سمت مهارت پیش می روید ، احساس اعتماد به نفس بیشتری نیز خواهید نمود . همانطور که بر اضطراب خود غلبه می کنید ، واقعاً قادر به بهره گیری از مهارت های خود نیز خواهید بود . انعطاف پذیرتر می شوید . سریع تر اقدام می کنید و باهوش تر می شوید . اگر چه با موقعیت های ساده شروع کرده اید اما نهایتاً به موقعیت های سخت و پیچیده رسیده اید . و در آنجا نیز موفقیت هایی داشته اید .

گام چهارم : از مهارت های جدید در زندگی واقعی خود بهره گیری کنید.

اگر بهره گیری نکنید آنرا از دست خواهید داد . نگویید بعداً آنرا تمرین خواهم نمود. بلکه بگویید من دو ساعت دیگر آنرا انجام می دهم . در ذهن خود فعالیت های خاصی را که در موقعیت های خاص و در آینده نزدیک می توانند اتفاق بیافتند را بیاورید . آنها را در فهرست کارهای که روزانه بایستی انجام شوند یادداشت کنید. در غیر اینصورت هیچوقت فرصتی برای بهره گیری مهارت های جدید بدست نخواهید آورد . خودتان را آرام کنید نه خیلی آرام و نه خیلی سریع . پیشرفت های خود را مورد ستایش قرار دهید  و به خود جایزه دهید .

از آسانترین کارشروع کنید . و به موقعیت های مشکل برسید . اگر یک و یادو موقعیتی را دراختیار دارید که دیگران آنچنان که شما انتظار دارید رفتار نخواهند نمود همان نظری را که در تأثیر پذیری انجام دادید را ادامه دهید . حتی اگر به چهار و یا پنج شکست هم برخورد کردید بایستی به آن چیز که که در حال انجام آن هستید توجه کنید . آیا چیز اشتباهی را می گویید ؟ آیا با افراد نادرستی در ارتباط هستید ؟ آیا به مهارت های گوناگونی احتیاج دارید ؟ توجه های گوناگونی را امتحان کنید . از اشتباهات خود درس بگیرید ناامید نشوید .

اگرتعامل در یک موقعیت خاص را تمرین کرده اید و احساس می کنید که مهارت کافی را در اختیار دارید اما هنوز نمی توانید این مهارت ها را در زندگی واقعی مورد بهره گیری قرار دهید بایستی بر ترس خود غلبه کنید . حساسیت زدایی را امتحان کنید (در ذهن خود تمرین کنید). و تصور کنید که موفق شده اید .

در غیراینصورت اضطراب خود را بایستی کم کنید .

بر چگونگی پاسخ دیگران به شما توجه داشته باشید تا نظاره و ارزیابی رفتار خودتان . نمونه : به جای در نظر داشتن تماس چشمی به میزان افشای دیگران درهنگام افشا و اظهار نظریات خود توجه کنید، از آنها سوالاتی بپرسید ، در برابر آنها خم شوید ، با علاقه به چشمان آنها نگاه کنید و سر تکان دهید . با در نظر داشتن گفته های دیگران و نیز با در نظر داشتن رفتارها و تعاملات آنها ممکن می باشد خودآگاهی خود را از دست دهید . شما می توانید تاثیر خود را بر دیگران نظاره کنید که این امر شما را خشنود خواهد نمود .

 

 

مدت زمان لازم :

توجه های پر از مهارت به معضلات عمده نظیر مصاحبه برای یک شغل جدید و یا آموزش ملاقات با یک فرد با جنس مخالف ساعت ها طول می کشد . ممکن می باشد شما مجبور شوید دو و یاسه ساعت دیگران را مدنظر داشته باشید و سپس با دوست خود برای دو و یا 3 ساعت تأثیر گزاری کنید . سپس در ذهن خود یک موقعیت واقعی را چندین ساعت ترسیم کنید .

قسمت دوم مقاله

دانلود متن