دانلود فایل: دانلود پایان نامه کارشناسی ارشد رشته زیست شناسی : بررسی اثر عصاره بافت شش و دم بر تمایز سلولهای بنیادی مزانشیمی به سلولهای عصبی

با عنوان : مطالعه اثر عصاره بافت شش و دم بر فرق سلولهای بنیادی مزانشیمی به سلولهای عصبی

در ادامه مطلب می توانید تکه هایی از ابتدای این پایان نامه را بخوانید

و در صورت نیاز به متن کامل آن می توانید از لینک پرداخت و دانلود آنی برای خرید این پایان نامه اقدام نمائید.

دانشگاه آزاد اسلامی واحد دامغان

پایان نامه کارشناسی ارشد رشته زیست شناسی

با عنوان :

مطالعه اثر عصاره بافت شش و دم بر فرق سلولهای بنیادی مزانشیمی به سلولهای عصبی

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده درج نمی گردد

تکه هایی از متن به عنوان نمونه : (ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

چکیده:

مقدمه و هدف: از مهمترین سلولهای بنیادی بزرگسال که توجه اکثر محققین را به خود جلب کرده می باشد می توان به سلولهای بنیادی مزانشیمی تصریح نمود. سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از مغز استخوان توانایی تبدیل به انواع مختلف سلولها مانند سلولهای چربی، استخوان و غضروف را دارند به علاوه این سلولها را می توان به سلولهای نورونی فرق داد. اغلب موادی که تا کنون جهت القاء سلولهای بنیادی به سلولهای عصبی بهره گیری شده می باشد همچون: اسید رتینوئیک، دی متیل سولفوکساید، دپرنیل و …. ترکیبات سمی و پر هزینه هستند. در این پژوهش از عصاره بافت شش و دم جنین به عنوان القا کننده غیر سمی بهره گیری شده می باشد.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

مواد وروشها: سلولهای بنیادی مزانشیمی از استخوان فمور موشهای بالغ نژادBALB/C تهیه و کشت داده شدند. پس از 3 پاساژ به وسیله عصاره بافت شش و دم جنین با غلظتهای 50% و70% و80% در یک گروه به مدت 3 روز و در گروه دیگر به مدت 7 روز القاء شدند. سپس به دو روش مطالعه مورفولوژیکی و فلوسایتومتری مطالعه گردیدند. دربررسی مورفولوژیکی از کرزیل ویوله و در روش فلوسایتومتری از آنتی بادی نستین و توبولین جهت ارزیابی فنوتیپ عصبی بهره گیری گردید.

یافته ها: نتایج فلوسایتومتری نشان داد که سلولها بعد از القاء به مدت 3 روز میزان اظهار مارکر نستین نسبت به گروه کنترل کاهش معنی داری(0.05> P) پیدا کرده می باشد، اما در القا به مدت 7 روز میزان اظهار این دو مارکرو همچنین میزان اظهار مارکر توبولین در القا به مدت 3 روز افزایش معنی داری(0.05> P) پیدا کرده می باشد. تغییرات مورفولوژیکی نیز در راستای نتایج فلوسایتومتری بود.

نتیجه گیری: تیمار سلولهای بنیادی مزانشیمی با عصاره بافت شش و دم میزان وجود نورونها را افزایش می دهد. این مطالعه نشان داد که سلولهای مزانشیمی توانایی فرق به نورونها را در in vitro دارند و این مسئله به نوع روش القاء بستگی دارد.

واژهای کلیدی: سلولهای بنیادی مزانشیمی، سلولهای نورونی، القاء، فرق، عصاره شش و دم جنین

مقدمه:

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

مفهوم سلولهای بنیادی از قوانین حاکم بر تکوین جنین بدست آمده می باشد. زیست شناسی تکوینی شامل مطالعه فرآیند های مفهوم سلول بنیادی، قوانین تخم لقاح یافته را به ساختار و عملکرد پیچیده اندام های یک کودک سالم تبدیل می کند. در حقیقت یک سلول بنیادی را می توان یک سلول مادر نامید یعنی سلولی که می تواند مولد سلولهای دیگر باشد.

یک سلول بنیادی از دیدگاه دانشمندان به عنوان یک سلول فرق نیافته تکثیر و خودنوزایی و تولید دودمانهای سلولی متفاوت در نظر گرفته می گردد. به این ترتیب تخم لقاح یافته به عنوان سلول بنیادی همه توان در نظر گرفته می گردد زیرا توانایی تولید همه نوع سلول و ایجاد یک موجود کامل را دارا می باشد. طی فرآیند ریختزایی سلول ها تکثیر یافته، مهاجرت کرده و فرق می یابند. بخشی از سلولها پردههای اطراف جنین را می سازند و بعضی دیگر تشکیل دهنده توده سلول داخل جنین می باشند. این دسته سلولها قدرت تشکیل تمام بافتها و سلولها را دارند. توده داخلی جنین واجد سلولهایی می باشد که از قدرت خود نوزایی نامحدود برخوردارند و می توانند به هر 3 لایه جنین تبدیل شوند، این سلولها به عنوان سلولهای پرتوان در نظر گرفته می شوند تا در آینده بر اساس نیاز فعال شده به سایر دودمانها فرق یابند. به این سلولها، سلولهای چند توان گویند که توانایی فرق به تعداد بسیاری از بافتها را دارا می باشند. بارزترین مثال این سلولها، سلولهای بنیادی مزانشیمی می باشد. سلولها چند توان در نهایت به سلولهای بنیادی تک توان یا پیش نیاز فرق می یابند که تنها قادر به تولید یک رده سلول می باشند و قدرت خود نوزایی محدودی دارند این سلولها را می توان در بافتهای بالغین جستجو نمود. یکی از ویژگیهای مهم سلولهای بنیادی خاصیت تمایزی این سلولها می باشد. این سلولها قدرت فرق به سلولهای استخوان، غضروف، ماهیچه، چربی و مانند نیز می توانند به سلولهای عصبی فرق یابند. بهره گیری از سلولهای بنیادی فرق یافته به سلولهای عصبی در ترمیم آسیبهای دستگاه عصبی و درمان آلزایمر و پارکینسون یکی از مهمترین برنامه های علم پزشکی امروز می باشد. از آنجا که دسترسی به منبعی از سلولهای بنیادی مناسب یک اصل مهم در سلول درمانی می باشد و مغز استخوان منبعی در دسترس و مناسب از سلولهای بنیادی بالغ می باشد تحقیقات بسیاری در زمینه بهره گیری از سلولهای بنیادی مغز استخوان انجام شده می باشد.

1-1- مروری برتحقیقات گذشته:

تحقیقات در مورد سلولهای بنیادی درحدود سال 1970 شروع گردید(14). گزارشات متعددی در زمینه فرق نورونها از سلولهای بنیادی موش و بشر هست. بر اساس مطالعات Bainو همکارانش در سال 1995 تأثیر رتینوئیک اسید و تأثیر نواحی دارای مورفولوژی روزت بر روی سلولهای بنیادی جنینی و در پی آن فرق این سلولها به سلولهای عصبی را نشان دادند. همچنین Zhangدر سال 2001 نواحی دارای مورفولوژی روزت را نواحی القا کننده نورواکتودرم اولیه معرفی نمود(6). Okab و همکاران FGF را به عنوان عامل میتوژن در تکثیر سلولهای بنیادی فرق یافته معرفی کرده اند و محققین دیگر نیز چونRao و Li وMojtaba  با تغییراتی که در روش ساده Bain دادند توانستند در شرایط in vitro تعداد بیشتری ازسلولهای فرق یافته عصبی را بدست آورند(12و55). Rolletshekو همکارانش با روش قطرات معلق، کلنیهای سه بعدی اجسام شبه جنینی[1] 200 سلولی را بدست آوردند و آنها را به شکل سوسپانسیون در محیط بدون سرم کشت دادند و بعد از انتقال بر پلیت پوشیده با پلی لیزین و لامینین در حضورbFGF2و EGF3سلولهای اجدادی عصبی را تکثیر ونورونهای دوپامینرژیک را تشکیل دادند(59).

سلولهای بنیادی واقع در مغز استخوان برای اولین بار توسط Friedenstein و Petrakova در سال 1966 شناسایی شدند. این محققین در مطالعه ای سلولهای پیش ساز استخوان را از مغز استخوان موش صحرایی استخراج و توصیف کردند. اما شواهد قطعی توسط Friedenstein در سال 1970 ارائه گردید(4). این محقق نمونه های مغز استخوان را در یک ظرف پلاستیکی کشت داد و پس از 4 ساعت یا بیشتر سلولهای غیر چسبنده را دور ریخت. در اصل این سلولهای دور ریخته شده سلولهای رده خونساز بودند. او گزارش نمود که بخش کوچکی از سلولهای مغز استخوان از لحاظ ظاهر هتروژن بوده در واقع همان بخش که اتصالات محکمی با سطح دیش کشت بر قرار می کنند چسبنده هستند. این تجمعات به مدت 2 تا 4 روز خاموش ماندند و پس از آن به سرعت تکثیر یافتند. این سلولها پس از چندین بار پاساژ به صورت یکدست دوکی شکل ظاهر شدند(4). مشاهدت ابتدایی Friedenstein، توسط چندین محقق به ویژه piersma و owen و همکاران در سال 1980 توسعه پیدا نمود(57).

مطالعات قبلی نشان داده اند که سلولهای مزانشیمی مغز استخوان توانایی فرق به سلولهای عصبی را دارا می باشند (41). مطالعات مختلفی در زمینه فرق این سلولها به سلولهای نورونی صورت گرفته می باشد.

اولین تلاشها در زمینه فرق سلولهای بنیادی مزانشیمی به سلولهای نورونی توسط woodbury آغاز گردید وی این کار را با بهره گیری از مرکاپتواتانول و DMSO[2]روی سلولهای بنیادی مزانشیمی انسانی انجام داد و نظاره نمود که اگرچه تغییرات مورفولوژیکی محسوس در این سلولها اتفاق می افتد اما این القا روش کارآمدی نمی باشد زیرا سلولهای حاصل از نظر عملکردی غیر فعال بودند. به هر حال این گزارش اولین نوید در زمینه کاربردی کردن این نوع از سلولهای بنیادی در درمان ضایعات نخاعی داده گردید. در ادامه Guillermo با بهره گیری از فاکتورهای رشد forskolin وbFGF و تهیه بستر مناسبی از پروتئین L-لیزین و کونکاناوالینA وترکیبی از القا کننده های شیمیایی توانست سلولهای بنیادی مزانشیمی موش صحرایی را تا حدود 60% به سلولهای عصبی تمایزدهد. وی مکانیسم مولکولی این فرق را خاموش شدن اظهار ژنهای مزانشیمی پیش روی شروع اظهار ژنهای نورونی عنوان نمود. همچنین Andreasو herman نیز توانست با بهره گیری از محیط فاقد سرم و فاکتورهای رشدbFGF وEGF کشت این سلولها بصورت سوسپانسیون سلولهای مجتمعی مشابه ساختارهای نوروسفیری را از سلولهای مزانشیمی بدست آوردند. آنها متوجه شدند کهMSCها بطور عادی 3تا4% پروتئین نستین را در خود اظهار می کنند و بعد از القایی که با بهره گیری از فاکتورهای رشد بر روی این سلولهای پیش ساز بدست آمد هیچ کدام از پروتئینهای اختصاصی سلولهای بالغ نورونی را اظهار نمی کردند(21، 31، 45،67،70). نتایج تحقیقات sanchez و woodbury در سال2000، فرق سلولهای مزانشیمی به سلولهای عصبی را در محیط آزمایشگاه با روش مولکولی وسترن بلات مورد تأیید قرار داد(43). براساس گزارش دیگری jiang و همکارانش درسال 2002 جمعیتی از سلولهای بنیادی را از مغز استخوان موشها جدا کرده و به موشهای بالغ تزریق کردند. این سلولها به سلولهای خونی وسلولهای عصبی فرق یافتند(48).

تعداد صفحه :79

قیمت : چهارده هزار و هفتصد تومان

***

—-

پشتیبانی سایت :        ———-        serderehi@gmail.com