مفهوم كودك از ديدگاه بين المللي:/پایان نامه درباره كودك آزاري

مفهوم كودك از ديدگاه بين المللي

اسناد بين المللي زيادي به بحث و بررسي حقوق كودكان پرداخته اند از جمله انها مي توان اعلاميه جهاني حقوق كودك ژنو به سال 1924 اعلاميه جهاني حقوق كودك مجمع عمومي سازمان ملل 1959 و پيمان نامه حقوق كودك مصوب مجمع عمومي سازمان ملل متحد به سال 1989 نام برد كه پيمان نامه حقوق كودك به امضاء و تصويب اكثريت ملل عضو درآمده و به همين جهت الزام آور پيدا كرده است و مهم ترين سند بين المللي تلقي مي گردد.

كنوانسيون حقوق كودك مصوب 20 نوامبر 1989 كه به تصويب مجمع عمومي سازمان ملل رسيد و اكثر كشورها از جمله ايران (اسفند 1372) آن را امضاء و تصويب نموده اند، تعريفي از كودك ارائه مي دهد. ماده يك اين كنوانسيون مقرر مي دارد: « منظور از كودك، انسان داراي سن كمتر از 18 سال است،مگر اين كه طبق قانون اعمال در مورد كودك، سن قانوني كمتر تعيين شده باشد.»

برداشتي كه از اين تعريف گرفته مي شود اين است كه اختيار تعيين سن كمتر از 18 سال را به عهده هر دولت و كشوري قرار داده است كه بر حسب قانون همان كشور تعيين نمايد. هر چند سيستم حقوقي ايران نيز به مانند اكثريت نظام هاي ديگر دنيا، تعريفي از كودك ارائه ننموده و فقط به تعيين ميزان سن مسئوليت كيفري پرداخته است.

به نظر نگارنده بنابراين كنوانسيون حقوق كودك دست دولت ها از جمله ايران را بازگذاشته است چرا كه در حقوق ايران سن بلوغ در دختر 9 سال و پسر 15 سال تمام قمري مي باشد. مفهوم مخالف اين تعريف اين مي باشد كه كمتر از اين سن در دختر و پسر، كودك محسوب مي شود. البته آزادي عمل كشورها در كاهش سن كودكان بدون هيچ گونه محدوديتي موجب ناديده گرفتن حقوق اطفال خواهد گرديد.

 

فصل دوم : مفهوم كودك آزاري، انواع و عوامل آن

مبحث اول: تعريف كودك آزاري

 كودك‌ازاري مفهومي نسبي است كه در فرهنگ هاي مختلف مفهوم آن فرق مي كند به طوري كه برخي از جنبه هاي رفتاري نسبت به كودك كه در بعضي از فرهنگ ها امر عادي است در نگرش مردماني با فرهنگ ديگر مي تواند نوعي كودك آزاري تلقي شود. دليل اين امر را بايد در اين دانست كه هيچ معيار بين المللي براي تربيت كودك وجود ندارد.

بزهكاري كودكان در معناي غيرحقوقي آن، شامل رفتارهايي از قبيل مدرسه گريزي  افراد از كنترل والدين مي گردد كه در يك فرد بالغ مجرمانه تلقي نمي شود. تعبير «بزهكار» در برخي از موارد به فردي نسبت داده مي شود كه صرفاً مرتكب جرم نشده بلكه به طور كلي فردي سركش و ضداجتماعي است.[1]

بنابراين اين كه بدانيم چه رفتارهايي از مصاديق كودك آزاري است و معيار تشخيص اهمال و سهل انگاري و غفلت والدين كدام است، به آساني قابل تعيين نيست . براي حل اين مسئله بايد تعريفي ارائه كرد كه مفهوم آن شامل اجتماعات كوتاهي بوده و فرهنگ هاي مختلفي را دربرگيرد.

در يك جمع بندي بايد گفت كه هر نوع كوتاهي و غفلت يا ارتكاب هر نوع عملي كه به نوعي به بهداشت و سلامت رواني و جسماني كودك خطري برساند يا در آن خدشه وارد كند و مانع از رشد به هنجار وي شود كودك آزاري قلمداد مي شود.

در هر حال، كودك‌آزاري طيفي وسيع از رفتارهاي آسيب رسان از قبيل عدم برآوردن نيازهاي اساسي كودك، غفلت از مراقبت هاي بهداشتي و فقدان رشد كافي، سوء استفاده جنسي، تنبيه و بدرفتاري هاي فيزيكي جسماني و سوء رفتار هيجاني گفته مي شود.

[1] -معظمي، شهلا، بزهكاري كودكان و نوجوانان،تهران،  انتشارات دادگستر،چاپ ششم،  1391 ، ص 68

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

كودك آزاري در نظام كيفري ايران

دیدگاهتان را بنویسید