پایان نامه درباره وایبر/:تئوری یادگیری شناختی

با توجه به تنوع نظریه‌های یادگیری جامع‌ترین طبقه‌بندی از آن‌ها که با مسائل یادگیری آموزشگاهی ارتباط نزدیکی دارد، تئوری یادگیری شناختی، تئوری یادگیری اجتماعی و تئوری یادگیری مشارکتی می‌باشد.

تئوری یادگیری شناختی

بنیان پژوهش‌های سبک یادگیری شناختی بر دو مدل متفاوت قرار گرفته است: نخستین مدل توسط فرنهام[1] معرفی شده است طبق مدل فرنهام (1995) معیارهای سبک یادگیری شناختی به دو دسته کلی یعنی معیارهای استعداد / توانایی و معیارهای شخصیت تفکیک می‌شوند. وی سبک یادگیری شناختی را به عنوان یک متغیر تعدیل کننده اصلی و قوی برای بررسی رابطه میان شخصیت یادگیری حافظه و موفقیت تحصیلی در نظر می‌گیرد (داف، 1388).

مدل دوم به توصیف مدل یادگیری یک درس توسط دانشجو می‌پردازد که مبتنی بر سه مرحله، آگاه شدن، پردازش و محصول است. بنابراین به مدل سه مرحله‌ای معروف شده است محققان رویکردهای یادگیری دانشجویان بر این عقیده‌اند که یادگیری مبتنی بر زمینه یادگیری است و فرایندی از پایین به بالا (از جزء به کل) دارد. مدل‌های سبک یادگیری شناختی مورد استفاده طرفداران فرنهام مبتنی بر افراد هستند، در حالی که طرفداران مدل سه مرحله‌ای و رویکرد‌های یادگیری دانشجویان بر این باورند که مدل‌هایشان مبتنی بر نظریه‌های منطقی تبیین کننده چگونگی رخدادهای یادگیری در یک موقعیت آموزشی (برای نمونه کلاس درس یا یک همایش) است.

2-1-2-2-3- تئوری یادگیری اجتماعی

نظریه‌پردازان یادگیری اجتماعی تاکید دارند که رفتار شخص (فرایند‌های شناختی) عوامل محیطی، عوامل دو طرفه هستند این امر رابطه‌ی پویایی را شرح می‌دهد که در آن شخص نه به طور مکانیکی و نه به طیب خاطر، نسبت به نیروهای محیطی واکنش می‌دهد. در نظریه یادگیری اجتماعی هم‌چنان که افراد بر محیط خودشان اثر می‌گذارند، محیط هم به نوبه خود بر چگونگی اندیشیدن و رفتار آنان اثر می‌گذارد تاثیر دو طرفه رفتار آدمی فرایندهای شناختی (شخص) و محیط اجتماعی، جزء جدا نشدنی این معادله پیچیده است. گاهی رفتار آدمی غلبه می یابد و گاهی محیط و در این میان، آدمیان ادراک کرده، به داوری نشسته و نوعی خود کنترلی را در خود ایجاد می کنند (پور سعید،1388).

2-1-2-2-4- تئوری یادگیری مشارکتی

یادگیری مشارکتی فراگیران را به قبول مسئولیت در آموزش خود ترغیب می‌کند شالوده و بنیان این رویکرد توسط هوارد ایتون[2] نهاده شده است او در این باره می‌گوید: شما فرصتی را برای آموختن یافته‌اید این مانند یک زندان یا سرگرمی بی‌فایده اجتماعی نیست یک کار واقعی است کاری که مسئولیت را به دو صورت منتقل می‌کند اولا شما مسئول یادگیری خودتان هستید و ثانیا در یادگیری همکلاسی‌هایتان مسئولیت مشابه دارید (خان محمدی و رنجبری،1389).

2-1-2-2-5- رویکردهای شناختی – اجتماعی به انگیزش و نظریه اهداف پیشرفت

یکی از مهم ترین چارچوب های نظری در دو دهه اخیر پیامدهای تحصیلی دانش آموزان را مورد توجه قرار داده است رویکردهای شناختی – اجتماعی به انگیزش و نظریه اهداف پیشرفت است (الیوت 1999؛ پینتریچ، 1994) اهداف پیشرفت معرف دستگاه معنایی جامع از موقعیت‌ها یا بافت‌هایی است که پیامدهایی شناختی، عاطفی و رفتاری دارد (ایمز 1992؛ دویک و لاگیت، 1988؛ کاپلان و ماهر، 1999) و دانش آموزان برای تفسیر اعمال خود از آن‌ها استفاده می‌کنند در نظریه اهداف پیشرفت بر عوامل شخصی (ادراک، ارزش و عواطف) و موقعیتی به عنوان عواملی موثر بر انگیزش تحصیلی تاکید می‌شود (میس، بلومن فلد و هویل 1988) اهداف پیشرفت با توجه به نقش توانایی و مهارت به دو دسته تقسیم بندی می شوند: اهداف تبحری (اهداف تکلیف مدار و اهداف یادگیری) برای نشان دادن بهبود شایستگی یادگیری و تسلط بر تکلیف و اهداف عملکردی (معطوف به خود و توانایی نسبی) برای نشان دادن شایستگی و رقابت با دیگران (الیوت، مک گریگور، گیبل 1999)

[1] – Furnham

[2] – Howard Eaton

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

تاثیر شبکه اجتماعی وایبر بر عملکرد تحصیلی(مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه)

دیدگاهتان را بنویسید